محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2805
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شد . در همين سال ابو موسى اشعرى درگذشت . به قولى درگذشت ابو موسى به سال پنجاه و دوم بود . دربارهء كسى كه در اين سال سالار حج بود اختلاف هست ، بعضىها گفتهاند معاويه سالار حج بود ، بعضى ديگر گفتهاند پسرش يزيد بود . در اين سال ولايتدار مدينه سعيد بن عاص بود . ولايتدار بصره و كوفه و مشرق و سيستان و فارس و سند و هند ، زياد بود . در اين سال زياد از پى فرزدق برآمد كه بنى نهشل و بنى فقيم از او شكايت آورده بودند . فرزدق از دست زياد سوى سعيد بن عاص گريخت كه آن وقت ولايتدار مدينه بود و از او پناه خواست كه پناهش كرد . سخن از كار فرزدق لبيطه پسر فرزدق به نقل از پدرش گويد : وقتى اشهب بن رفيله و بعيث را هجا گفتم كه رسوا شدند ، بنى نهشل و بنى فقيم شكايت از من ، پيش زياد بن ابى سفيان بردند . بعضىها گفتهاند يزيد بن مسعود نهشلى نيز شكايت برده بود ، اما زياد او را نشناخت تا به دو گفتند : « همان جوان بدوى كه نقره هايش غارت شد و جامه هاى خويش را فرو ريخت » و زياد او را بشناخت . فرزدق گويد : پدرم غالب مرا با كاروان خويش و كالايى فرستاده بود كه آن را بفروشم و براى وى آذوقه بگيرم و براى كسانش جامه هايى بخرم . رفتم و كالا را فروختم و قيمت آن را گرفتم و در جامهء خويش ريختم و بدان مشغول بودم . گويد : در آن اثنا مردى به من رسيد كه گويى شيطانى بود و گفت : « سخت به